انتظار

4/5 روزی می شود که از داربی گیلان سپری شده و نفوذ مرکز نشینان استان در انتشار خبر حاشیه های بازی به ضرر ملوان بی داد می کند. بعد از روز نامه های پنچ شنبه و امروز، دقایقی پیش اخبار20:30 شبکه دو هم جو استادیوم انزلی را در بازی چهارشنبه را مثل همیشه توصیف کرد و با پخش گوشه ای از شعارها و قطع قسمت خاص آنها مته به خشخاش گذاشت ولی در تعجب هستم چرا هیچکس در بازی رفت به فکر این فرهنگ سازیها و ای وای و ای کاش ها نبود. وقتی می گویند مرکز هر استان سهم عمده ای در مسائل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی آن استان دارد اینجا به باور 100% می رسد.

گفتن این مسائل چندان خوب نیست ولی امروز در برخی روزنامه ها از فرماندهی نیروی انتظامی رشت که شخصا" در استادیوم انزلی حاضر شده بود، تشکر کرده بودند، حال سوال این است نبود ایشان در بازی رفت و مسائل پیش آمده ناشی از بی فکری و بی مسئولیتی و بی کفایتی مسئولین بوده است؟ روز به روز تبعیض بیشتر می شود و ...

اما در مورد ملوان؛ حالا که لیگ برای سومین بار دچار وقفه بلند مدت شده نوشتن و گفتن برخی نکات انتقادی(ولو تند)خیلی به ضرر تیم نیست :

بعد از 3 بازی طوفانی مقابل برق و پرسپولیس و فولاد و رها شدن تقریبی از جمع قعر نشینها ملوان به تیمی با بازی احساسی بدل شد که در انزلی به علت انتظار بالای تماشاگران و فشار آنها که خواستار پیروزی بودند به بازی تهاجمی و احساسی روی بیاورد که در بازی با سپاهان و پیکان بوضوح پس از 10 نفره شدن قابل لمس بود. باخت فاحش به پیام و صبا در خارج از خانه نشان از این داشت که ملوان میل به پیروزی اوایل نیم فصل را از دست داده و...

استقلال اهواز در همدان 5 گل دریافت کرد ولی ملوان ما با یک گل(با وجود حمله فراوان) راضی به رختکن رفت، بازی با پاس همه چیز می رفت مثل یک تراژدی قدیمی به تساوی کشیده شود ولی حرکت انفرادی و خاص نزهتی نجاتمان داد و ...

با وجود این نتایج مختلف و پایین بالا شدن یک تیم در نتیجه گیری به نظر من ممی این روزها و روز بازی با داماش وظایف قابل توجه تری داشت. قهر کردن از نیمکت و گوش و چشم داشتن به سکوهای تختی اصلا" برازنده یک مربی که تیمش بازی حساسی را برگزار می کند نیست.

در مورد بازی با استقلال بیشتر خواهم نوشت ولی همین قدر بگویم که با افت برخی بازیکنان شاخص تیم ترس و نگرانی از یک باخت سنگین روی دلم سنگینی می کند. آنها آن روز تشنه گل و نتیجه گرایی هستند در حالیکه مسعود دوران افت روحی بزرگی را سپری می کند، هادی و سالارزاده توپهای ساده ای را در محوطه خطر لو می دهند، جلال دیگر آن غزال گریز پای ملوان نیست و...فکر کنم مشغله ممی و حقوقی که می گیرد برای رسیدگی به وضعیت ملوان و پاسخگویی به ما هواداران است تا ایراد گرفتن از ورزشگاهی که سالها سکوی پرتاب ممی و ملوان امروز بوده است.

استقلال پیروز قزبانی که در دو سال قبل دو بار دروازه ما را گشوده و اکبر پور که گربه سیاه مابوده را به همراه نخواهد داشت پس می توان کمی دلگرم تر بود، گرچه مجیدی و پولادی و عباسفرد نفرات جانشینی هستند که از کنار نام آنها نمی توان ساده و بی خطر گذشت.

دربی بی خاصیت

باز هم تساوی و امتیاز از دست دادن مقابل یک تیم قعر جدولی دیگر. ملوان با یک ترکیب قابل پیش بینی به زمین آمد . بازی کاملا" تحت تاثیر برخورد بتازی رفت پگاهی ها با ملوان بود و دقیقا" مثل سال قبل بحث تلافی و رو کم کنی پیش آمد. نمی دانم چرا همیشه این جور وقتها کادر و تماشاگران و .. داماش اخلاق و خطر و نزاکت و ... را به یاد می آورند و یادشان نیست هوادارنشان چه بر سر هواداران ما در بازی رفت آورده اند.

بازی در 15 دقیقه اول با محک زدن تیمها شروع شد و دو شوت ابراهیمی و یوسفی در مقابل چند حمله نصفه و نیمه ملوان به اتمام رسید، کرنر رمضانی در اواخر نیمه اول می رفت مستقیم گل شود که نظر محمدی به بیرون مشت کرد و ...

افشاریان در چند مورد با مختاری مماشات کرد و دو بار به او تذکراتب از نوع قضاوتهای قهرمانی داد.آلوز در 10 دقیقه اول چند بار فضا سازی و سرزنی و توپ گیری کرد ولی آنها هم زور چندانی برای به گل رسیدن نداشتند.

گویا 4 گلی که استقلال اهواز در نیمه اول از پاس خورد قند در دل عبدی آب کرد، چون نیمه دوم داماش تاکتیک تیمی خاصی نداشت فقط با توپهای بلند از هر جای زمین قصد توپ رسانی به آلوز و چاوشی داشتند که با آفساید گیری بی اثر شد. از آنطرف داماش هم به آفساید گیری روی آورد و بازی در میانه میدان جریان داشت. شوت آلوز شوک مثبتی برای ایجاد حملات مختلفی شد که مهم ترین آن حرکت رافخایی در عمق دفاع داماش و واکنش نظر محمدی بود که با کف دست توپ را به کرنر زد ، کاشته رمضانی در نزدیکی خط دروازه برگشت داده شد سانتر رمضانی با ضربه سر حیدری داخل هجده قدم با اختلاف اندک به اوت رفت(گل نشدن آن توپ خیلی عجیب بود). اشتباه سالارزاده و هادی و غلامعلی زاد در دفع یک ت.وپ ساده منجر به شوت فنی ولی کم جان چاوشی شد که گرفتن آن برای هر دروازه بانی مشکل نیست از جلوی دستان غلامعلی زاد تبدیل به گلی شد که شائبه بو دار بودن بازی را برای بعضی ها تداعی کرد(چاوشی کم اثر ترین بازیکن داماش تا قبل از این گل بود که فقط یکبار توپ را از ژشت محوطه جریمه به آسمان فرستاد). حیدری خیلی سریع و در یک ریباند با خطا متوقف شد تا جلال با ضربه ای دقیق بازی را برابر کند.

برد پیام مقابل سایپا در کرج نشان از کار سخت داماش در روزهای آینده دارد. از ملوان خیلی بیشتر از این انتظار داشتیم نمیب دانم چرا حملات ما در ضربات آخر با بی تفاوتی و بی انگیزگی و بی دقتی به هدر می رود. حیدری مثل همیشه نبود، جلال با وجود تلاش فراوان و عبور چندین باره از خط دفاعی قدرتی داماش هنوز جلال همیشگی نشده و ...

مسعود غلامعلی زاد در خیلی از بازیها منجی و ستاره ما بود ولی روحیه او بدون دلیل خاصی از دست رفته و گل بد و غیر منتظره ای که امروز خورد ناکامی اخیرش را تکمیل کرد.امیدوارم تعطیلی یک ماه فرصت خوبی برای جبران و تجدید قوا باشد.

در مورد حاشیه ها و تناقض نویسی برخی هواداران داماش حرفها دارم که بزودی می نویسم.

غیر حرفه ای بودن آنها و احساساتی قضاوت کردن در مورد مسائل را بهشان ثابت خواهم کرد.

دربی گیلان

همیشه قبل از بازی ملوان با حریفان، آنچه را که در مورد حریف و خودمان ارزیابی می کردم و می دانستم(شاید به غلط و اطلاعات فنی خیلی پایین) می نوشتم.

درست است که بازی چهارشنبه با داماش برای ما و حریف جز مسائل فوتبالی اهمیت دارد ولی به هر حال این هم مسابقه ای است که بعد از چند روز به تاریخ می پیوندد همانطور که برد نیم فصل ما الان خاطره شده و باید برای برد در این بازی تمام تلاشمان را به کار ببریم و ملوان محبوب را حمایت کنیم:

باخت به صبا را باید فراموش کرد، فکر می کنم ممی هم با سکوت و ... سعی دارد برای بازی با داماش تمرکز کند ، برد داماش به ابومسلم با شیوه جدیدی شکل نگرفت ولی رفتار عابدینی باعث شد روال همیشگی داماش کمی دیر به حصول برسد.

استعفای عابدینی بعد از برد را تنها می توان یک بازی مدیریتی همراه با سیاست مظلوم نمایی دانست وگرنه عابدینی آن همه پول خرج کرده را رها نمی کند و گوشه نشین نمی شود.

متاسفانه نفرات برتر ما در چند هفته اخیر افت کرده اند، جلال مدتهاست گل نزده و آن بازیکن همیشگی نیست، پاس گل رمضانی در بازی با استقلال اهواز و پاس همدان هنوز ما را امیدوار می کند از سمت راست حریف می توانیم امیدوارانه حمله کنیم.

عملکرد هادی و باسیچ و سالارزاده در بازی با صبا خیلی نگرانمان کرده، امیدوارم به آلوز و چاوشی و حتی حسین ابراهیمی فضایی داده نشود مخصوصا" آلوز.

مسعود همیشه نقطه ای قابل اتکا بوده ولی تعویض او در بین دو نیمه بازی قم باز هم دلواپسمان می کند.

قبلا" هم جایی نوشتم، ما بد جوری و بد وقتی باختیم گرچه اتفاق خاصی نیفتاده و ما بعد از شکست در مشهد با اقتدار استقلال اهواز را بردیم. الان هم بعد از باخت مقابل یک تیم آسیایی به مصاف دیگر تیم قعر نشین می رویم و می توانیم برنده باشیم. مطمئن هستم اینبار از هر سوراخی گزیده شویم ،دلیل آن دست کم گرفتن حریف نخواهد بود.

قطعا" داماش هم نگرانیهایی دارد نظر محمدی مدتهاست گلهای بدی می خورد و خوشبختانه در اینگونه بازیهای حساس خیلی زود جو گیر می شود و کارهایی می کند که کل تیمش را تحت فشار روحی قرار می دهد.

عشوری زاد در بازی رفت ضعیف ترین بازیکن داماش بود،هوشیار معمولا" پراشتباه بازی می کند و دراگسویچ با وجود بازی تهاجمی موفق در دفاع خیلی مطمئن نیست.با تمام این حرفها هر حریفی نقاط قوت هم دارد، بی تعارف باید بنویسم همیشه به بازی مهدوی احترام گذاشته ام کاشته های و کرنر های خطرناک و تکنیک قابل قبول او در بازی خیریه منتخب لیگ و سرخابی ها  کاملا" مشهود بود که با کرنری دقیق هادی را در موقعیت گلزنی قرار دادو...ابراهیمی نسیت به سال قبل افت کرده گرچه فکر می کنم با آمدن آلوز کارهایی دفاعی تری به او سپرده شده، چاوشی(که مطمئنم فلش اعتراض و هو و انتقاد در روز بازی برای او تیز تر از همه خواهد بود) در فضاهای پشت دفاع و در ضربات در حال حرکت خطر ناک است.

با تمام حسن و عیبی که نوشتم مطمئن هستم جو ورزشگاه شدیدا" داماش را تحت تاثیر قرار خواهد داد، بازی رفت با وجود باران شدید حداقل 1000 نفر از انزلی برای حمایت ملوان به شکل شخصی خود را به سردار جنگل رساندند در حالیکه داماش در دو بازی آخر خانگی کمتر از 1500 طرفدار در شرایط میزبانی داشته و با ارفاق 100 نفر از آنها به تختی خواند آمد و ....

حیدری و جعفری این روزها نتیجه گرا تر از جلال عمل کرده انددسوزا در کارهای هجومی عالی کار می کند، خدامرادی همیشه بهتر از صادقی بوده و در لب خط قلدر و دونده ظاهر می شود.

به امید خندان شدن لب تمام ملوانی ها در بازی چهارشنبه.چهارشنبه صبح حرکت به انزلی برای حمایت از ملوان.