رفته ها و ماندها

مانده ها، رفته ها و آنها که می آیند:

کم کم بازار نقل و انتقالات داغ می شود و شواهد و قرائن اینگونه نشان می دهد که ملوان ما نسبت به فصل قبل فعال تر نشان داده و کادر مدیریتی(حرفهایشان این را می گوید) به دنبال جذب بازیکنان مورد نظر کادر فنی هستند. قطعا" همه ملوانی ها این را قبول دارند که با وجود عدم احساس خطر سقوط  ملوان در چند هفته پایانی کاملا" بی انگیزه و ملال آور بازی کرد بازی با داماش، استقلال، ذوب آهن و حتی ابومسلم در انزلی نشان دهنده این بود که بازیکنان ملوان سقوط نکردن را به عنوان حد نهایی آرزوی این فصل پذیرفته اند.

رفتن احتمالی خدامرادی و گیاهی و غلامعلی زاد و یوسف زاده را می توان یک داستان قدیمی دانست. خیلی سالهل پیش که دستگاههای ارتباط جمعی و اینترنت و پخش مستقیم و ... به این گستردگی نبودبازیکنان کوچک تر از اسمهای فوق از ملوان رفتند چه رسد به امروز.

مسعود در چند سال گذشته معمولا" مقابل تیمهای بزرگ خوب کار کرد. این فصل در تهران مقابل پرسپولیس بی نقص بود و در بازی مقابل استقلال در تهران چند فرصت مناسب را از آنها گرفت ولی مسعود اواخر فصل که اتفاقا" ملوان بازی پخش مستقیم خاصی در شبکه سرارسری هم نداشت(بازی با ذوب آهن حاج اسبویی دروازه بان بود و پخش مستقیم بازی نشان داده شد) گلهای بدی خورد . رفتن مسعود شاید برای اولین بار پای دروازه بان خارجی را به ملوان باز کند ولی همانطور که دو فصل قبل هم نوشتم، از دست دادن حسنی صفت یک استباه و خود خواهی بزرگ بود.

امیر خدامرادی از 17-18 سالگی با صالح نیا و نصرت و ممی در ملوان بود و تقریبا" همه جا برای ملوان بازی کرد از 3 فصل پیش که 6 گل زد تا دو فصل قبل که با ابراهیم صادقی برای هافبک راست شدن می جمگید تا این فصل که کمتر بازی کرد و اواخر فصل در خط میانی بد کار نکرد و به خاطر بازی موثر نزهتی در اندک دقایق حضورش، خیلی به چشم نیامد.

محسن جزو بازیکنان قدیمی ما بود که معمولا" در تمام فصول هیچوقت یک بازیکن ثابت و قابل اتکا نبوده گرچه بازیهای خوبی از او به یاد داریم ولی فیزیک محسن با وجود حرکات سریع حمل توپ، خیلی همیشگی نبود.

سعید یوسف زاده کمی با سایر نفرات فرق دارد سعید در سه چهار سالی که به تیم بزرگسالان آمد تقریبا" جزو نفرات فیکس تیم بود و اگر برخی بی تفاوتی ها و فیگورهای پر غرورش را کنار بگذاریم و عینک خوش بینی به چشم بزنیم بازیهای خوبی برای ما کرده و گاهلی بعضا" حساسی به حریفان زده است. سعید در کنار مازیار در تیم سیموئز به تیم ملی ب(امید) هم دعوت شده بود و رفتن او در مقایسه با سه بازیکن قبلی قابل انتظار تر بود.

ماندن جلال و هادی تامینی و باسیچ و دسوزا و ...قطعا" همه طرفداران را خوشحال کرده ولی یارگیری متفکرانه خیلی مهم است که امیدوارم به نتیجه برسد.

جذب احتمالی ابراهیمی و آلوز(دومی رو بعید می دونم بشه)و برگرداندن شیرزاد و نوری و جمشیدیان(که اینها هم خیلی مشکل عملی) بشه. تماما" در حد حرف و حدیث است و با حلول حلوا دهن شیرین نمی شود. امیدوارم خبر های خوبی در مورد جذب بازیکنان جدید به گوش برسه و رسما" اعلام بشه تا ملوان را باز در اوج ببینیم.

ترینها

هیاهوی این فصل با باختن مقابل یک تیم دسته اولی و خداحافظی با جام حذفی تمام شد با اینکه مثل دو سال گذشته در هفته های پایانی دغدغه ای برای سقوط نداشتیم ولی این مسئله بیشتر به بی خیالی و بی تفاوتی بازیکنان منجر شد تا به بازیهای بی استرس و پر شور.

با اینکه ممی و کادر مدیریتی ملوان امسال را قابل قبول ارزیابی کرده اند ولی مثل خیلی از هوادارها به ملوان نمرهای بیشتر از 14 نمی توام بدهم .

ترینهای جام هشتم ملوان را در زیر نقل می کنم و امیدوارم دوستان کمکم کنند:

بهترین برد خانگی:

برد مقابل فولاد با 3 گل شاید رویایی ترین بازی ملوان بود به جز آن 3 گل یک بار به تیر زدیم و بار دیگر داور از یک پنالتی مسلم به نفع ما چشم پوشی کرد.

بهترین برد خارج از خانه:

قطعا" شکست دادن پرسپولیس با دو گل در تهران و مقابل 50000 هوادار قرمز فراموش نشدنی خواهد بود. جالب این است که این برد یک هفته قبل از شکست دادن فولاد در انزلی رقم خورد و ...

بهترین تساوی خارج از خانه:

تساوی با سپاهان و پاس در اوایل نیم فصل اول خالی از لطف نبود.

بدترین تساوی خانگی:

نساوی با پیکان بحران زده در انزلی با وجود ده نفره شدن و پیش افتاده عجیب بود. برد پیکان سر نوشت مدیر روستا را عوض می کرد ولی متاسفانه این فصل ملوان سر نوشت هیچکس را رقم نزد و برای خودش هم چندان به آب و آتش نمی زد.

بهترین تساوی خانگی:

متوقف کردن استقلال و پرسپولیس با نتایج مشابه 2-2 خیلی به دلم نشست ولی وقتی یادم می افتد عباسفرد نیمکت نشین در آخرین ثانیه ها دروازه ما را باز کرد به همان نقطه ای می رسم که کادر فنی خودمان را در بازی خوانی حریفان محو و ضعیف می بینم.

مفتضحانه ترین باخت خانگی:

باخت به پیام در اوج حمله و تهاجم با یک ضد حمله و گل به خودی خیلی زور داشت.

مفتضحانه ترین باخت خارج از خانه:

باخت با 3 گل مقابل ذوب آهن و صبا و استقلال با 3 گل و بازی بی روحیه و کم انگیزه یک آبرو ریزی بزرگ بود.

سرفرازانه ترین باخت خانگی:

باخت به راه آهن در هفته اول با اشتباه نوید مظفری

سرافرازانه ترین باخت خارج از خانه:

بازی با مس ملوان خیلی خوب کار کرد و می شد بازنده نباشد.

بهترین گل خانگی:

فکر کنم گل حیدری به فولاد در انزلی خیلی فنی و حسلب شده بود.

بهترین گل خارج از خانه:

گل دوم به پرسپولیس و گل اول به داماش در رشت

زجر آورترین گل خورده خانگی:

گل پیکان و البته گل داماش که با اشتباه عجیب مسعود برای آنها مزه دیگری پیدا کرد.

زجر آورترین گل خورده خارج از خانه:

دو گلی که آرفی در دقایق پایانی به ما زد بد جوری تو ذوق می زد.

پایان دفتر لیگ هشتم

باخت به استقلال آنقدر قوی بود که تمایلی برای نوشتن درباره ملوان نداشتم. فصل تمام شد و همانطور که از اواسط نیم فصل مشخص بود، ملوان و بازیکنان و کادر فنی با درک ابقا در لیگ با بی انگیزگی تمام به بازیها پایان دادند.دو فصل پیش را به خوبی به یاد دارم، ابومسلم در میانه رو به پایین جدول بود و ما برای بقا با فولاد در رقابتی شدید بودیم.بازی سپاهان و فولاد در اهواز به علت طوفان شن و عدم پرواز در فرودگاه اهواز لغو شده بود و همه چیز برای ما به برد در بازی با ابو مسلم و در انزلی بستگی داشت. عزیزی تیمش را با مهره های نسبتا" کامل به بازی آورده بود. اولروم، رزاقی راد، ناصحی، خانی و ثابتی و ... از همان دقایق اول معلوم بود که ابومسلم برای بستن بازی به انزلی آمده و تمام تلاش ما از دقیقه 1 تا 90 بی ثمر ماند و مهم ترین خطر ما روی ضربه سر جعفری از روی خط برگشت داده شد و بازی به تساوی انجامید و با گل استثنایی نیک نظر در شیراز در لیگ ماندیم ولی لبخندها و شرارتهای عزیزی در مصاحبه مطبوعاتی همه را عصبی و جان به لب کرد.

امسال روزی بود که می شد آن روز را دندان شکن پاسخ داد ولی با تساوی 0-0 به ماندن در جمع قهر نشینهای سقوط نکرده باقی ماندیم تا سال آینده وعده بستن تیم به امید قرار گرفتن در بالی جدول را در دل آب کنیم. پیام، فولاد، استقلال اهواز و حتی داماش در هفته آخر به نحوی خود را مطرح کردند و با نهایت تلاش، تحسین گزارشگران و مفسران رادیو و تلوزیون را برانگیختند ولی ملوان من مثل روز بازی با استقلال و ذوب آهن و ... نتیجه ای کسل کننده که ناشی از بی انگیزگی بود را رقم زد.

بعد از تغییر کاربری ملوان از نیروی دریایی به منطقه آزاد، برد مقابل پرسپولیس و فولاد و تساوی با سپاهان و باخت خفیف مقابل مس احیا شده برای همه قابل قبول بود ولی بعد از آن روال ملال آور سالهای قبل شروع شد. باخت به پیام و صبا و ذوب و استقلال و تساوی خانگی با پیکان و داماش بحران زده، قاطعانع ثابت کرد که ملوان به دنبال یک منحنی صعودی نیست. متاسفانه در برخی روزها و پس از شکستها حمایت مدیر عامل و کادر فنی از بازیکنان واقعا" عجیب و باور نکردنی بود.

امسال تقریبا" تمام آقای گلعای تیمها به ما گل زدند و بر خلاف سایر تیمهای قعر جدولی ما تدبیری برای مهار آنها نداشتیم. برهانی، آرفی، کاسترو و... راحت ترین گلهای فصل خود را به ما زدند.

شاید بد بینانه به ملوان نگاه می کنم و با مقایسه دو فصل قبل می توان نتایج امسال را قابل قبول دانست ولی انتظار من از ملوانی که سالهل برایش فریاد زده ام بیش از اینها بود.

به امید حضور ملوانی مقتدر در لیگ نهم. با سقوط پیام و داماش و برق بازیکنان قابل توجه و موثری برای جذب وجود دارند ای کاش از همین فردا برای جذب بازیکنان مورد نیاز، اقدام شود تا روزهای پایانی لیگ از بد قولی بازیکنان متوسط و ... ناله سر ندهیم و توپ را به زمین رقبای پول دار تر نیندازیم.