X
تبلیغات
رایتل

یاد تو و در دل با تو

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:40 ب.ظ

هیچوقت اون خبر از یادم نمی ره.روزی که تو خیابان گلستان قدم می زدم برای رفتن به کلاسهای ترم چهارم پس از نوروز آماده می کردم و شنیدم که از بین ما رفته ای.

خیلی بچه بودم که تو همه چیز ملوان بودی.8-9سالم بود که بازیهای تو با پیرهن ملوان منجر به قهرمانی در جام حذفی شد.گلهای تو و ممی را در فینال اون سال هنوز به یاد دارم که خیبر را بردیم و قهرمان تنها تورنمنت رسمی کشور شدیم.

اولین بازی ملیت رو کاملا به یاد دارم.تیمی به نام دینامو درسدن از آلمان شرقی به ایران آمد که ماتیاس سامر معروف هم به عنوان یار جوان اون تو زمین بود.مربی تیم ملی رو به یاد ندارم ولی شوت 40 متریت همه را قانع کرد که دوره احدی و مختاری فر و فرکی و.. به سرآمده.

کم کم همه چیز تیم ملی هم شدی.پروین با اون غرور خاص و فرهنگ خاص تیمداری تو رو همه کاره تیم کرد.سر کردن با تیمی که محرمی و کرمانی مقام و عابدزاده و... تو اون بودن کار هر کسی نبود ولی تو هم برای دهداری و هم برای پروین عصای دست شدی.پروین با درخشش و میانداری تو تیم را قهرمان پکن کرد و با گلی که فقط از عهده خودت بر می آمد کره را حذف کردیم.

تا اینکه اون اردوی لعنتی و محرومیت تو رو از تیم ملی دور کرد.چند سال بعد بازیکن مربی کشاورز شدی.کشاورزی که با کلی ملی پوش و کله گنده بسته شده بود با گده چندان موفق نبود و با جوانگرایی تو رو مربی کرد.پرسپولیس 72 رو همه به یاد دارند که با آوراژ از 4-3 گل همه را می برد و دایی و پیوس رقابت تنگاتنگی در اون تیم برای کسب مقام آقای گلی داشتن.تیم تو با مشتی جوون مثل داووی و طهماسبی و باقری(که مامور مهار دایی کرده بودی)روی سانتر تو قلعه تسخیر نشدنی عابد زاده رو شکست .

کم کم از همه بریدی بندر عباس کجا و تو کجا مربی گری در لیگ دسته پایین تر و ...

تا اینکه اون تصادف پس از صدقه انداختن در امام زاده هاشم تو رو از ما گرفت.شنیدم فوتبالدوستای رشت می خواستن در مسیر تشییع جنازه ات از رشت تا انزلی پای پیاده تو رو به انزلی چی ها تحویل بدن تا خصومتها و تفکرات رقابتی کنار بره،ولی به خاطر مسائل امنیتی و ترافیکی عملی نشد.رفتن تو برای همه غمناک بود.

نمی دونی فوتبال با پول چقدر فرق کرده.کسانی در راس تیمهای اول این مملکت هستند که خیکشان را از فرط چاقی نمی تونند بخارونن.

ذخیره های تو الان کلی منصب و مقام دارن.قلعه نوعی که در دوره ی بازی تو بیشتر  در حال قهر و آشتی بود و جایی در تیم ملی نداشت چند ماهی مربی تیم ملی بود. و امروز کلی بادیگارد دارد خبرنگاران زیادی بر له و علیه او کار می کنند و با یک مصاحبه جو داوری و کمیته ی انضباطی را چنان این رو آنرو می کند که بیا و ببین.استیلی مربی پر طرفدار ترین تیم ایران شد و آنقدر فحش خورد و استعفا نداد تا اخراج شد، باور کن اگر بودی دوره هایی که اینها در آلمان و برزیل و انگیس گذرانده اند را سپری می کردی آنها لیاقت دستیاریت را هم نداشتند.بهمن خان  مدیر عامل شده، بعد از مربی چوکا شدن و در چند مقطع ملوان را جا گذاشتن و ... بعید بود یک آدم فوتبالی او را منصوب کرده باشد .ممی یار همیشگی و هماهنگ تو مربی جوانان و برق  ملوان و تیم ملی در کنار دایی شد و فعلا بدون تیم است و حرفهای دیروزش مشت منطقه ی آزاد را بیش از پیش باز می کند.رشتی ها علاوه بر سپید رود بجای استقلال رشتُ یک تیم متمول و پول دار دارن، که 2 بار مالکش تغییر کرد و سراپا مانده است مشتری دارد ملیاردی ولی اسمی از خریدار داده نمی شود تا منصرف نشود. او هم متظر است ببیند می مانند یا نه. هر کدام 120 تا 150 ملیون گرفته اند و اعتصاب هر از گاهی دارند از نوع یکروزه بدون هدف و بی پاسخ. تازه ممکن است با مالک جدید اسم هم عوض شود و باز فردوسی پور و درفک و .... 

اگر تو بودی ممکن بود وضع ملوان از این هم بدتر باشه ولی حداقل مثل دایی ناکامی ها و انتقاد رو با گذشته های پر افتخارت کمرنگ تر می کردی. ملوان با سر مربی گری تو ... وای چه ملوانی می شد.

در خاطرات فوتبال عید فقط حرف تو بود و یاد تو بود.

راستی ملوان بعد یک نیم فصل بی پولی سقوط تا رده ی 17 به خود آمده و تا حدودی از جمع سقوطی ها جدا شده است، فرهاد و حبیبی و شیر پور ملوان را می چرخانند و با بی پولی می شوزند و می سازند.

هنوز به تو می نازیم هنوز منتظر جانشینی برای تو هستیم که حداقل نیمی از توانایی های تو رو داشته باشه.نادر عزت اللهی خیلی زود اسیر حاشیه رفتن و نرفتن شد.محمود فکری خیلی زود کنار رفت.حمید محمدیان اصلا با تو قابل قیاس نبود.اصغر شیر پور خیلی سعی می کرد مثل تو استیل بگیره . پژمان در اوج فوتبالش اشتباه رفتن به پگاه را مرتکب شد و امروز برای جبران آن سالهاست هر کاری می کند و سعی در جمع کردن ملوانی های سابق برای فصل آینده دارد. مازیار در خیلی استیلها و حرکتها شبیه تو است ولی نه تکنیک تو را دارد نه قدرت سر زنی و مدیریتت را در زمین.

شاگردانت کم کم بازنشسته می شوند، باقری که بارها شوتهایش را حاصل تمرینات مکرر تو عنوان می کنند با بی مهری از فوتبال کنار گذاشته شد، ولی مثل تو در دوره ی بعد از فوتبال اسیر راه دور نشد و آنقدر مانور و دوست و آشنا دارد که هر از گاهی با ملی پوشان تمرین می کند .فوتبالیستهای امروز ماشینهای آنچنانی و رنگ رنگ دارند و سفر آمریکا و شابدو العظیم برایشان یکی است، بازیکن معمولی و بی استیل در سعادت آباد خانه ای دارد و ماشین 100 ملیونی زیر پا و دو پینگش بره، چون لابی آقای مدیر عامل خیلی زود مشکلات را حل می کند. 

همبازیانت هم به بد جایی نرسیده اند، زرینچه یکی از اعضای هییت مدیره ی استقلال است و بیانی هم مشاور است و آنالیزور، ابطحی در فوتسال اسم و رسمی دارد، انصاری فر ذخیره ی دوست شفیقت مجتبی مدیر عامل راه آهن است، نامجو مطلق چون می خواهد فقط سر مربی باشد فعلا بی کار است. محرمی بواسطه ی پیشینه اش کسی سراغش نمی رود و ... 

روزگار بدی است فوتبال شده پول و پول و پول، ما هم کم کم از بی پولی داریم وا می دهیم و متظر 3 ملیارد منطقه ی آزاد هستیم که بالا کشیده و ... با تو و اعتبارت می توانستند با ما اینگونه کنند؟؟؟؟

خداحافظ سیروس انزلی خداحافظ سیروس گیلان خداحافظ قایقران آسیایی

موضوع یادداشت:  - چاپ این مطلب0 نظر